○ در طول دهة گذشته در اثر سوء سیاستهای اقتصـادی دولت خسـارتهای فــراوانی متـوجه تولیدکنندگان شد. به نظر شما دولت چگونه و از چه راههایی می‌تواند جبران مافات کند؟
 ● خسارتهای وارده شاید فقط از ناحیه یک دولت خاص نباشد. مـوضوع اصلی عدم آگاهی عمومی از نقش "تولید ملی" در امنیـت پایـدار اقتـصـادی و سیـاسی کشور است. متأسفانه حتی بیشتر تحصیل کرد‌گان کشور هم به این امر واقف نیستند. کمتـر کسی به فکرش خطور می‌کند که کاهش توان تولید چه تبعاتی برای کشور در پی دارد: خروج میلیاردها پول و ارز از کشور، خروج مغـزها، از دست دادن بازارهـای داخـلی و خـارجی، بیکـاری، فــقر و صدها مصیبت دیگر حاصل این عدم آگاهی و شعور عمومی در خصوص اقتصاد ملی است. ترغیب مردم به مصرف محصولات داخلی مستلـزم یک عزم ملی است و دولـت باید با استـفاده از تمـام امکـانات به ترویج فرهنـگ "استفاده از تولیدات داخلی" اقدام کند.

○ موضوع اشتغال دهها هزار فارغ‌التحصیل دانشگـاهی بویژه مهندسیـن اکنـون به معضل بزرگی برای کشــور تبــدیل شده که به نظــر می‌رسد تنها راه چارة آن گسترش خطوط تولید است. دولت با اتخاذ چه سیاستهایی می‌تواند انگیزة سرمایه‌گذاری جدیـد در صنعت را ایجاد کند؟
   ● دلیل اصلی عدم اشتغال تحصیل‌کردگان دانشگاه به عدم اهمیت دادن به اقتصـاد ملی برمی‌گردد که در پاسخـهای قبلی به آن پرداختم. اما بد نیـست به مســائلی در خصــوص فارغ ‌التحصــیلان دانشگـاهی و معضـل بیـکاری آنها اشـاره کنــم. در مرحلــه اول ایجـاد این همه مؤسسـات مختـلف آموزشی و دانشـگاهی سبـب شد تا نســبت بیـن کار یـدی  و فکـری در جامـعه بهم بخورد. آنچه که اینجانب می‌دانم حداکثر نسبت تحصیـل کننـدگان دانشـگاهی و غیردانشگاهی 20 به 80 است یعنی 80 نفر باید کار کنند، 20 نفر دارای تخصص و تحصیـلات علمی باشند. در کشـور ما به نظر می‌رسد قضیـه برعکس شده یعنی 80 نفر تحصیـل‌کردة دانشگاهی تربیت می‌شـوند که باید فکـر کننـد و فقط 20 نفر غیر تحصیـل‌کردة دانشگاهی اگر پیدا شوند باید کار کنند. محتـوای تحصیلات و میـزان دانش و آموختـه‌های این عزیزان نیز قـابل تعمـق است. این عدم تنـاسب باعث می‌شود که عدم نیاز به تعدادی از تحصیـل کــردگان دانشگاهی رخ نماید. متأسفانه یک نوع فرهنگ خاص نیز در این قشر گسترش یافته است و سبب می‌شـود که اگر به  تحصیلات دانشگاهی آنها نیاز نیست کمتر حاضر به انجام فعالیت یدی می‌شـوند که این موجب ناامیدی، ترک وطن و پذیـرش ریسکهـای فــراوان در مهـاجرت به جوامع بیگانه می‌شود. لذا لازم است اولاً مسئـولین در ایجاد تعادل و کـاهش فارغ‌التـحصیـلان دانشـگاهی تدبیر نمایند. ثانیـاً محتوای آموزشی باید متناسب با نیـازهای جامعه باشد و دانشی به روز در دانشگاهها تدریس شود.


 ○ به نظر می‌رسد تغییر سیاستهای اقتصادی کشور با تغییر رؤسای دولتها بزرگترین عامل ایجـاد ناامنی در فضــای اقتصــاد کشور است بطـوری که صاحبـان صنـایع و سرمایه‌گذاران با نگرانی دربارة آینـده، در سرمایه‌گذاری جدید جهت توسعه خطوط تولیـد تردید دارند. به نظر شما برای ایجـاد فضــای امن اقتصـادی که با تعـویض دولت دستخوش تغییر نشـود چه باید کرد؟
 ● اگر چهارچوبهای اقتصادی کشور به عنوان اولویت اصلی حیات ملی ما تلقی و تعریف شود بطور حتم نخبگان اقتصادی کشـور و اســاتید و صاحبان تخصص، استــراتژی اقتصـاد کشــور را تـدوین خواهند نمـود. مثلاً اگر قرار باشد حداقل 50 درصد تلویزیـونها، یخچالها، گنـدم، برنـج، گـوشت، پارچه، لبـاس، کفش و سایر مایحتـاج عمـومی و ماشین‌آلات کارخانجـات در داخل تولیــد شـوند و دولتـها و نهـادهــای نظارتی مکــلف به ایجاد و حفظ این استــراتژی باشند، دیگر با رفت و آمـدهای دولتــها، چهـارچــوبها تغییـر نخواهد کرد.

 ○ نقش بانکها در تحرک بخشیدن به صنـعت را تا چه انــدازه مــهم می‌دانید؟
 ● آنچه که در سیـاستهای کلان و اصول بانکـداری تعـریف می‌شـود؛ نگهداری، مدیریت و بکارگیری نقدینگی حجم پول در چرخه اقتصـادی و صیـانت از منـابع پولی و ارزی کشـور و شهروندان است، به گونه‌ای که نهایتاً به اقتصاد سالم منجر شده و جامعـه را به تحـرک وادارد. اما نمی‌دانم این همه بانک  با اسم و رسمهای مختلف و صندوقهای مختـلف مالی آیا چنین رسـالتی را در چرخه اقتـصاد ملی ایران ایفا می‌کنند.


 ○ متشکـرم که در این گفتـگــو شــرکــت کردید .